سایت خبری باشینه

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

سایت خبری باشینه

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

[ad_1]

شفقنا افغانستان – خبرگزاری الجزیره در گزارشی که زالان خان ، نویسنده آن نوشت ، مدعی است که وقایع در افغانستان نشان دهنده پایان یک قرن برتری جهانی و برتری ایالات متحده است. در واقع ، به گزارش این خبرگزاری ، مرور وقایع در افغانستان این واقعیت را نشان می دهد که تمایل آمریکایی ها برای درگیری بین المللی به منظور حفظ سلطه بر جهان به وضوح کاهش یافته است.

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا ، “زالان خان” ، نویسنده مقالات روزنامه انگلیسی زبان Pakistani News و بنیانگذار یک شبکه اجتماعی محلی پاکستانی به نام Storytelling؛ با اشاره به اینکه “افغانستان از زمان پیروزی طالبان در کانون توجه رسانه های بین المللی بوده است” ، استفاده مکرر از ترکیباتی مانند “قبرستان شاهنشاهی” – که رسانه های جهان از آن برای زمین استفاده می کنند – نشان دهنده این واقعیت است که رویدادهای مهمی در در ماههای اخیر در این کشور با این حال ، تاریخ افغانستان بارها و بارها شاهد پیروزی و تسلط قدرت های مختلف بوده است و به عبارت دیگر ، این اولین بار نیست که قدرت های خارجی از زمان جنگ و درگیری در این کشور پیروز می شوند.

الجزیره همچنان به تبیین مسائل و تردیدهایی مبنی بر اینکه مردم افغانستان مستحق افتادن در دام و دام جامعه مدنی و هر جامعه متمدن دیگری هستند ، می پردازد: “کشورهای غربی و رسانه های غالب بین المللی ، اگرچه داستان” تمرکز بر شکست “را دوست دارند. افغانها ؛ اما کسانی هستند که تمرکز خود را بر حوادث افغانستان نسبت به ایالات متحده ، عقب نشینی ناگهانی و شتابزده این ابرقدرت و البته ناتوانی روزافزون آن در ایستادگی و تصمیم گیری در مورد مسائل جهانی ترجیح می دهند. این دقیقاً همان چیزی است که هنری کیسینجر وزیر امور خارجه سابق آمریکا یکبار گفت و گفت: “دشمنی با ایالات متحده می تواند خطرناک باشد ، اما دوستی با ایالات متحده قطعاً کشنده است.” در مواجهه با سقوط کابل ، اکنون بسیاری آگاهانه یا ناآگاهانه به یاد گفتار هنری کیسینجر می افتند.

الجزیره در مورد شکست عجیب ایالات متحده در افغانستان گزارش می دهد: “ثروتمندترین کشور جهان که دارای قدرتمندترین ارتش جهان است ، پس از صرف دو تریلیون دلار و اعزام و استقرار 775000 سرباز و البته آموزش” و تجهیز ارتش افغانستان به مدت 20 سال ، هنگامی که تصمیم به عقب نشینی گرفت ، سرانجام تمام دستاوردها و متحدانش در عرض یک هفته تسلیم شدند. “

الجزیره در ادامه می پرسد: آیا وقایع در افغانستان نشان دهنده پایان یک قرن سلطه جهانی ایالات متحده است. یا این شکست را می توان به عنوان وقفه ای کوتاه در تسلط ایالات متحده بر جهان تعبیر کرد؟

مطمئناً ایالات متحده در چنین دوره هایی از تاریخ ضعف نشان داده است. به عنوان مثال ، در حمله ژاپن به پرل هاربر – که در سال 1941 باعث تخریب نیروی دریایی ایالات متحده و از دست دادن فیلیپین در حمله نیروهای ژاپنی شد ؛ و البته در سال 1973 ، اتحاد نیروهای مصری و سوری با حمایت اتحاد جماهیر شوروی ، متحد اصلی ایالات متحده در خاورمیانه ، رژیم اشغالگر اسرائیل را از حلقه خارج کرد. در هر دو مورد ، ایالات متحده در نهایت تحت فشار بود. برای اولین بار در اواسط دهه 1940 ، او نیروی دریایی خود را بازسازی کرد و ژاپن را به زانو درآورد و به تدریج موفق شد نفوذ شوروی را در منطقه به حداقل برساند و مصر را از بلوک ناسیونالیست عرب جدا کند.

نویسنده این گزارش با اشاره به اینکه “تغییرات در دو دهه اخیر در دو سال اخیر” ممکن است هنوز برای اعلام رسمی افول کاهش و افول قدرت ایالات متحده زود باشد “برای واقعیتهای جهانی که ممکن است در کاهش قدرت ایالات متحده نقش داشته باشد ، زود باشد. تغییرات قابل توجهی در پویایی جغرافیای سیاسی جهان ایجاد شده است – و به عنوان مثال ، به گفته مفسری مانند فرید زکریا ، این واقعیت که نیروهای جدید به شدت به دنبال منافع خود هستند ، ممکن است در ایجاد یک جهان پسا آمریکا نقش داشته باشد. “

زکریا متقاعد کننده استدلال می کند که “ظهور قدرت های دیگر” نتیجه اتخاذ اصول مناسب و ایده های سیاسی معنی دار توسط دیگر قدرت های جهانی است.

این گزارش اولین روزهای حضور چشمگیر و دوران ساز آمریکا در سیاست جهان را توصیف می کند – که در حدود 1913 پس از تبدیل شدن به یک قدرت اقتصادی بزرگ اتفاق افتاد. مداخله در جنگ جهانی اول باعث پیروزی نیروهای متفقین شد. آنچه در این فرایند اتفاق افتاد باعث شد ایالات متحده امپراتوری بریتانیا را به عنوان قدرت غالب در اکثر نقاط جهان پس از جنگ جهانی دوم جایگزین کند و کمتر از 50 سال بعد با فروپاشی بلوک شرق و اتحاد جماهیر شوروی به قدرت برتر جهان تبدیل شود. ..

پیروزی بزرگی که منجر به برتری آمریکا بر بقیه جهان شد – اعتقاد اخلاقی به مانیفست سرنوشت و تسلط اقتصادی بر بازارهای ارزی جهان ، ایجاد شکاف بزرگ اقتصادی بین ایالات متحده و نزدیکترین رقبای آن و منجر به حمل و نقل هوایی و کنترل خط. عرضه نفت توسط تنها ابرقدرت بازمانده.

در گزارش زیر می خوانیم:

این نظم نوین جهانی که عمدتاً توسط خود ایالات متحده شکل گرفته است. اما از نظر اخلاقی ، این امر پس از حمله آمریکا به عراق در سال 2003 ، که با بی اعتنایی به سازمان ملل متحد و دروغ در مورد سلاح های کشتار جمعی در رژیم صدام حسین مشخص شد ، زیر سوال رفت. از نظر اقتصادی ، اعتماد به ایالات متحده با رکود بزرگ سال 2008 تضعیف شد ، که منجر به فروپاشی موسسات مالی اصلی در ایالات متحده شد.

همه اینها ، همراه با تجدید حیات روسیه و ظهور چین به عنوان یک قدرت اقتصادی در حال ظهور ، موقعیت جهانی ایالات متحده را تا پایان سال 2010 ، زمانی که علائم بحران سیاسی و اجتماعی داخلی در ایالات متحده آشکار شد – و این به نوبه خود بحرانی تر شد. منجر به ظهور ترامپ گرایی و افزایش بی عدالتی ها شد. نژادپرستی و فروپاشی سیستم مراقبت های بهداشتی با همه گیری کووید 19 دنبال شد.

اکنون که شاهد خروج تحقیرآمیز ایالات متحده از افغانستان هستیم ، می توان گفت که قرن تسلط آمریکا احتمالاً رو به پایان است.

البته این بدان معنا نیست که ایالات متحده یکی از قدرتهای بزرگ جهان خواهد بود. ما در طول تاریخ شاهد امپراتوری های رو به زوال مانند امپراتوری عثمانی در قرن 19 و روسیه در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 در بین نیروها بوده ایم و در رویدادهای جهانی نقش داشته اند. بنابراین ، ایالات متحده ، به عنوان بزرگترین قدرت نظامی و یکی از بزرگترین قدرتهای اقتصادی جهان – که اندازه و مبادله اقتصادی آن هنوز عظیم و وحشتناک است – همچنان یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان خواهد بود. آنچه در این بین تغییر کرده اشتهای کشور برای درگیری به منظور حفظ قدرت و نفوذ است. متحدان ایالات متحده در افغانستان و جاهای دیگر اولین کسانی هستند که احساس بیزاری روزافزون آمریکا از حفظ سلطه بر جهان را دارند.

خلاصه: الجزیره

[ad_2]

Source link

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *